محمد آقا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:13
یک بزرگواری هم اینجوری پیام گذاشتن:"سلام رفیق عزیزارادتمند شماحقیر با دوستانی به رسم سنت عقد اخوت بستیمممنون میشم اگر خودتون رو معرفی بفرماییدمحمد"پ ن: جدا از اینکه ایشون خودشون رو کامل معرفی نکردن، رویه ارتباطی در بلاگفا اینجوریه که شخص کامنت گذار، لینکی، میلی، ردی چیزی از خودش به جا میذاره منتها پ...
چشمهای الزا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:13
از زنانگی ات دفاع میکنمآن سان که جنگل از درختانش دفاع می کندو موزه ی لوور از مونالیزاو هلند از وان گوگو فلورانس از میکل آنژو سالزبورگ از موزارتو پاریس از چشمهای الزا...آنگاه که مردبر دوش زنی تکیه نکند
لبها
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
در اعلی علیینخیره به دوردستهابا لبها,یی به رنگ شراب لبها,یی با طعم شاتوتچیزی زمزمه میکنی
پرتقال خونی
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
منخدای اندیشه های ترکیبی امخدایی از مکتب مرکبات!با سرفه خدایان، بوی پرتقال, فضا را می آکندومنکشف کرده ام که وقتی سرفه میکنم گلویم گریه میکندجای یک حرفهایی که گیر کرده اند هی میu200dخاردو حرفها به شکل سرفه هاادا میشوند!
نفس
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
اگرنفسی که میکشم تو هستی،[که هستی]نفسی که حالا بالا نمی آید چیست؟نفسی که نمیکشم...سریکهدرد میکرد برای رد دستهای توحالا درد میکندبی دلیلفقط درد میکند
شباهت
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
شبیه دوزخی آکنده از دردسنگین سنگین سنگینشبیه یک چاه بی پایان تاریک تاریک تاریکبا سنگی بزرگ بر دهانه آن؛قلبم!
کاربرد درست کلمه «فقط»
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
طبیعتا نباید از قلم بیفتد که وقتی تنهای تنها بودموافسردهوگوشه گیرو ملول،هیچکس نبودفقط تو بودیو قائدتا این شایان ذکر ترین نکته عالمکهحالا که نیستیهیچ اتفاق خاصی نیفتادهفقط دارم می میرم
تو
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
یک الفبا باش و یک مجموعه اعدادبا هزاران هزار ترکیب بدیع و نوهرچه به اندیشه و زبان درآیدتو همانیهمانی
تبخال
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
در هزاران قدمی تو با کمترین اشارهسرمای جهان به جانم ریخته؛ مبتلای ویروس سرماخوردگیآن هم فقط با یک روز تاخیر.اینجوری است که آدم مدام به تبخال, فکر میکند و ویروس مهربانشاز یک قدمی که چه عرض کنماز بی قدمی هم به جان آدم نمی زدیکباره و بی هوا نمی آمدهمیشه میشکست خال می ماند برای توتب برای من
شب بخیر
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 18:29
یکجا هم اینجوری نوشته شده بود کهواقعا بی هوا هوای تو هواییم کرد...در کنج دلم ک نفس میکشینبض هایت را میشمارمنبض هایت ریتم زندگی ست... پیوسته بکوب چون کلون بر دروازه قلبمو بعدش؛خوب بخوابیندر نهایت رامشیکشنبه پیش رو شاد و پرنشاطعاشق کلمه رامش شدم از همان موقع
کارگزینی
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:10
آرامش در ترافیکطوفان در اداره و باران شک در هوایکی دارد قدمهایش را با دستهای خسته تند تند قلم میزندبریز و بپاش و بی خیالیکی دارد با دستهای بسته قدم میزند + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:37 توسط الف میم |
شبها
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:10
چقدر این شبها کوتاه انداز عوارض سلامت است لابدچون شنیده ام شبهای درد، صبح نمیشوند + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:41 توسط الف میم |
3
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
کاش من می آمدمجای همه آن حرفهاورای همه یادهابر فراز تمام حسهابه جای همه آن فکرهاکهنمیگذارند چشمهایت را ببندیروز و شبش فرق نمیکندهر چه کم حوصله تر بهتربیشتر می ماندمنهبلند نشو + نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:10 توسط الف میم |
4
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
روزهایی هستند مثل روزهای آذر و دی و بهمن و اسفند که بوی پرتقال میدهند. مثل روزهای لاله!شب هایی هستند مثل شبهای مرداد و شهریور و مهر که بوی سیب می دهند. مثل شبهای کارگر!شب و روز آبان یعنی درد.
5
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
وقتی میگویی اصلاهمه قیدها می خندندهمه،همیشههمه جاکلاجزئا...تو تنها دختری کههمه رنگها به او می آیندهمه بادها در موهایش بازی میکنندهمه جا توهمیشه تو + نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:11 توسط الف میم |
6
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
روزهایی هستند مثل روزهای آذر و دی و بهمن و اسفند که بوی پرتقال میدهند. مثل روزهای لاله!شب هایی هستند مثل شبهای مرداد و شهریور و مهر که بوی سیب می دهند. مثل شبهای کارگر!شب و روز آبان یعنی درد.
88
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
جانِ جهان، دلگیر استمثل ماه شب بیست و نهممثل پاییز بدون مهرمثل حال من + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:31 توسط الف میم |
99
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
من محاط شده امجاییکهحجم روی حجمو زاویه ها بدون حساب من محاط شده امجوریکهحرف روی حرفتاریکی پشت تاریکیسکوت بین سکوت من محاصره شده ام جایی بدون سکوتجایی بدون صداشوری پشت تلخیتلخی پشت شوریصدایی اگر بیایدصدای خنده نیست + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:32 توسط الف میم |
کوه نوشت 1
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
روزهایی هستند مثل روزهای آذر و دی و بهمن و اسفند که بوی پرتقال میدهند. مثل روزهای لاله!شب هایی هستند مثل شبهای مرداد و شهریور و مهر که بوی سیب می دهند. مثل شبهای کارگر!شب و روز آبان یعنی درد.
کوه نوشت 2
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 3:40
آفتاب روی پنجه هایش بلند شدبه زحمت سرک کشیداز روی شانه راست کوهدرست جای دیشب ستاره قطبیاما بازمن فکر میکنمکوه کمی تنها کمی از تو بلندتر است + نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:11 توسط الف میم |