خرید بک لینک
هوسِ قمارِ آخروقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.خرداد پر از حادثهتا همین چند وقت پیش، بدنم را با خودم این طرف و آن طرف می کشیدم. حالا نیاز دارم روحم را هم کول کنم و با خودم ببرم. کجا بروم؟ نمی‌دانم. چطور بروم؟ ...؟ امروز سرکار نمیروم. من که همه زندگی را سرکار بوده ام، امروز را سرکار نمی‌روم.از لحظه بیداری رنگها جلوی چشمم رژه میروند. زیاد هستند. بعضی ها کم رنگ اند. اما بعضی های پر رنگ تر. رژه رنگها: از تصویر صورتی ِخوشرنگ خنده که حالا مات و تار شدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخر

وقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.

تب و طب

چند قطره اشک را دکتر تجویز کرده. هر روز چند وعده! صبح، ظهر، عصر، سر شب، نصفه شب، بین خواب، بعد از خواب و خارج از این نوبتها هروقت که سر دلت سنگینی کرد یا دهنت تلخ شد یا گلویت گرفت و نفست بند آمد یا بدنت لرزید و بی خواب شدی، یا هروقت کرخت و فلج شدی و مخصوصا زمانهایی که بی قراری امانت را بریده است. آی دکتر بی خبر. آی بیمار نگون بخت.

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخر

وقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.

پناه

بی زبان و بی پناه باشی، بدون شانه ای برای تکیه دادن و بدون دستی که یاری ات کند. خودت باشی و خودت. تو و یک قلب مچاله شده، یک روح رنجدیده و دنیایی که هرچه باشد؛ حتی اگر جذاب ترین و زیباترین دنیای ممکن، دنیای مهربانی نیست. با این دنیا چه میشود کرد؟ محبور میشوی که خودت را بغل کنی و سرپا شوی. راهی برایت نمی ماند.

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخروقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.چشم در چشمِ آفتابمن اگر فیلسوف بودم سطح پارادوکس‌ها را به مباحث نازلی مثل دعوای نهاد و عاملیت، تقابل کارآیی و عدالت، دوگانه اصالت وجود/ماهیت یا معمای مرغ و تخم مرغ و این قبیل اباطیل تقلیل نمی‌دادم [به قول آوانگاردها مساله را به این جور دعواها فرو نمی‌کاهیدم]. نه. دوگانه من چیز دیگری می‌شد. همه قصه و غصه تفلسف من می‌شد اینکه چه جور می‌شود هم دردت را به "او"یی که تنها همدرد توست بگویی تا به معجزه محبت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخروقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.محمد آقایک بزرگواری هم اینجوری پیام گذاشتن:"سلام رفیق عزیزارادتمند شماحقیر با دوستانی به رسم سنت عقد اخوت بستیمممنون میشم اگر خودتون رو معرفی بفرماییدمحمد"پ ن: جدا از اینکه ایشون خودشون رو کامل معرفی نکردن، رویه ارتباطی در بلاگفا اینجوریه که شخص کامنت گذار، لینکی، میلی، ردی چیزی از خودش به جا میذاره منتها پیام ایشون به صورت خصوصی ارسال شده و معلوم نیست بنده از چه کانالی باید جواب ایشون رو بدم ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخروقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.چشمهای الزااز زنانگی ات دفاع میکنمآن سان که جنگل از درختانش دفاع می کندو موزه ی لوور از مونالیزاو هلند از وان گوگو فلورانس از میکل آنژو سالزبورگ از موزارتو پاریس از چشمهای الزا...آنگاه که مردبر دوش زنی تکیه نکند...به فلج کودکان مبتلا می شود...آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد...به جنس سومی بدل می شودکه هیچ ربطی به جنس های دیگر ندارد...ترا دوست نمیدارم به خاطر خویشلیکن دوستت دارم تا چهره ی زندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخروقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.سفر پیتوس کوچکبه خواب که می‌رومبیدار که می‌شومبوی تو را می‌شنوم که جا مانده است.همه جای این خانه،عطر تو را می‌دهد،و کل کوچه به رنگ خاک کف کفش‌هایی‌ست که تو می‌پوشی.همه جای این محله با تو تجربه شده‌اندو سراسر این شهر یادآور توستهمه جای این زندگی مال توست.اگربخواهم با خودم و با تو روراست باشمسخاوتمندانههمه جای این زندگی را به نام تو می‌زنم به غیر ازدردها و بغضها و اشکها.و با اجازه شمااز لحظه های خوبفقطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخر

وقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.

 

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخر

وقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.

«باید'>باید» به روایتی ژرمنی

باید
بالشم را ببوسم
که تو برآن خوابیده‌ای
باید
انگشتانم را ببوسم
که نوازشت کرده‌اند
باید
زبانم را ببوسم
این را اما
نمی‌توانم

«اریش فرید»

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

هوسِ قمارِ آخر

وقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.

پدر شدن

فردا پدر خواهم شد. ‌‌‌پایان پیام.

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:50

فردا پدر خواهم شد. پایان پیام.

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 21:17

باید
بالشم را ببوسم
که تو برآن خوابیدهای
باید
انگشتانم را ببوسم
که نوازشت کردهاند
باید
زبانم را ببوسم
این را اما
نمیتوانم

«اریش فرید»

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: يکشنبه 17 فروردين 1399 ساعت: 2:26

به خواب که میرومبیدار که میشومبوی تو را میشنوم که جا مانده است.همه جای این خانه،عطر تو را میدهد،و کل کوچه به رنگ خاک کف کفشهاییست که تو میپوشی.همه جای این محله با تو تجربه شدهاندو سراسر این شهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 20:51

باور کردنی نیست!
حجم این کوه درد
دردهایی که همه
میراث یک ائتلاف شوم است؛
برساخته ذهن تو و دست دیگر آدمیان.

نه! نه کتمان کردنی ست و نه قابل تحمل

پ ن: پروردگارا!؟

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

بعد از دریغ شدن آن آغوش
بدون هرم نفسهایش
دیگر
هوای سرد این شهر،
گرم نشد که نشد ...

برچسب: نویسنده: کوروش شاکری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

صفحه بندی