برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
چند قطره اشک را دکتر تجویز کرده. هر روز چند وعده! صبح، ظهر، عصر، سر شب، نصفه شب، بین خواب، بعد از خواب و خارج از این نوبتها هروقت که سر دلت سنگینی کرد یا دهنت تلخ شد یا گلویت گرفت و نفست بند آمد یا بدنت لرزید و بی خواب شدی، یا هروقت کرخت و فلج شدی و مخصوصا زمانهایی که بی قراری امانت را بریده است. آی دکتر بی خبر. آی بیمار نگون بخت.
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
بی زبان و بی پناه باشی، بدون شانه ای برای تکیه دادن و بدون دستی که یاری ات کند. خودت باشی و خودت. تو و یک قلب مچاله شده، یک روح رنجدیده و دنیایی که هرچه باشد؛ حتی اگر جذاب ترین و زیباترین دنیای ممکن، دنیای مهربانی نیست. با این دنیا چه میشود کرد؟ محبور میشوی که خودت را بغل کنی و سرپا شوی. راهی برایت نمی ماند.
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری




برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
باید
بالشم را ببوسم
که تو برآن خوابیدهای
باید
انگشتانم را ببوسم
که نوازشت کردهاند
باید
زبانم را ببوسم
این را اما
نمیتوانم
«اریش فرید»
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
فردا پدر خواهم شد. پایان پیام.
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
فردا پدر خواهم شد. پایان پیام.
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
باید
بالشم را ببوسم
که تو برآن خوابیدهای
باید
انگشتانم را ببوسم
که نوازشت کردهاند
باید
زبانم را ببوسم
این را اما
نمیتوانم
«اریش فرید»
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری
برچسب:
نویسنده: کوروش شاکری