بدون خونریزی

متن مرتبط با «آفتاب» در سایت بدون خونریزی نوشته شده است

ماجرای چشم در چشمِ آفتاب

  • نیلوبلاگ

    هوسِ قمارِ آخروقتی که شوق، امید، و هوس قمارِ آخر می شود آخرین داشته ات. وقتی که سخت وسوسه می شوی.چشم در چشمِ آفتابمن اگر فیلسوف بودم سطح پارادوکس‌ها را به مباحث نازلی مثل دعوای نهاد و عاملیت، تقابل کارآیی و عدالت، دوگانه اصالت وجود/ماهیت یا معمای مرغ و تخم مرغ و این قبیل اباطیل تقلیل نمی‌دادم [به قول آوانگاردها مساله را به این جور دعواها فرو نمی‌کاهیدم]. نه. دوگانه من چیز دیگری می‌شد. همه قصه و غصه تفلسف من می‌شد اینکه چه جور می‌شود هم دردت را به "او"یی که تنها همدرد توست بگویی تا به معجزه محبت ...

    ادامه مطلب
  • چشم در چشمِ آفتاب

  • نیلوبلاگ

    من اگر فیلسوف بودم سطح پارادوکسها رابه مباحث نازلیمثل دعوای نهاد وعاملیت، تقابل کارآیی و عدالت،دوگانه اصالت وجود/ماهیت یا معمای مرغ و تخم مرغ و این قبیل اباطیل تقلیل نمیدادم [به قول آوانگاردها م...

    ادامه مطلب